تبليغاتX
فیلم آنلاین | لينك ثابت Balatarin
فیلم و موسیقی(1)

داشتم فکر می‌کردم که وقتی هر فیلمی دستم میرسد، بعد از اینکه یک نگاه‌ی به‌ش انداختم سریع می‌چپونمش در رایتر! ولی دریغ از آنکه خودم بشینم برای بار دوم فیلم را ببینم. بعد هم که گرگ‌های بیابان می‌آیند و یک جا تمام فیلم‌ها رو می‌برند برای خودشان. اگر هم که خیلی آدم خوش‌شانسی باشم فیلم را نقاشی شده بر می‌گردانند. (آنهایی که فیلم جمع می‌کنند می‌فهمند من چه می‌گویم)
البته من خودم یکی از گرگ‌های بیابان هستم، آرشیوم پر شده از تمام فیلم‌هایی که از دیگران گرفتم.
خلاصه می‌خواستم بگم که چند تا فیلم هستند که شما هر بار هم که نگاه می‌کنید از دیدن آنها خسته نمی‌شوید و هر موقع هم که از فیلم دیدن خسته می‌شوید باز هم سراغ آنها می‌روید. من خیلی از فیلم‌ها را می‌پسندم ولی اگر برای دومین بار نگاه کنم مطمعناً خسته می‌شوم. ولی یک تعدادی هستند که با وجود اینکه شما تک تک صحنه‌های فیلم را حفظ هستید ولی باز هم از دیدن آنها لذت می‌برید. به نظر من این می‌تواند یکی از معیارهای یک فیلم خوب باشد، البته سلیقه‌ها متفاوت هست. به نظر من از این نظر فیلم و موسیقی شبیه به هم هستند. شما می‌توانید هزار بار پشت سر هم Old Shoes تام ویتس یا Stairwair To Heaven لد زپلین گوش کنید ولی 2 بار هم نمی‌توانید Alifie رابرت ویات یا like a Roling Stone باب دیلان گوش کنید، با وجود اینکه خیلی زیبا هستند. تا حالا نشمردم ولی نمی‌دونم چند بار تا حالا پالپ فیکشن دیدم، نمی‌دونم فلسفه‌اش چی هست ولی من هیچ وقت از دیدن این فیلم خسته نمی‌شوم، منتظرم یکی این فیلم را ندیده باشد تا بشینم دوباره نگاه کنم. البته این تعداد فیلم‌ها برای من خیلی کم هستند. البته در موسیقی دستم باز تر هست...
درباره‌ی این موضوع بیشتر خواهم نوشت.

نوشته شده در جمعه 18 خرداد1386ساعت 0:3 توسط علی | موضوع: فیلم | | لينك ثابت Balatarin

روزنامه‌ کیهان فاتحه‌ی کارگردانان ایرانی را خواند...

گوشه‌ای از تحلیل زیباشناسانه و معناشناسانه کیهان:
کن: کارناوالی تبلیغاتی-اقتصادی برای لابیست‌های حرفه‌ای صهیونیسم
کیارستمی: کارگزار سینمای سیاه. در ضمن مامور شده از طرف صهیونیسم‌ها که به کارگاه‌های تجربی فیلم‌سازی در شهرها و روستاهای ایران برود تا شناسه‌های بصری مطلوب صهیونیسم‌ها را در بافت پروژه‌ی ناتوی فرهنگی بپروراند. همچنین مدال فدریکو فلینی برای فیلم "طعم گیلاس" بنابه پیشنهاد احسان نراقی (مشاور دربار پهلوی دوم) به کیارستمی داده شد.
آخرین فیلم کیارستمی در جشنواره‌ی کن: یافته‌های کیهان حاکی از آن است که عباس کیارستمی بر اساس مطلوب‌هایی که گروه‌های فشار زنانه که خود را جنبش فمینیستی ایران می‌خوانند، با تغییر نام فیلم "گریه" به "شیرین" در پی تبدیل درون‌مایه‌ی آن سه دقیقه شیون و زاری به فیلمی بلند برای نمایش در سینماهای ایران.
بهمن قبادی: شاگرد همان کارگزار نهیلیست و اومانیسم
"زمانی برای مستی اسب‌ها"ی بهمن قبادی: پخش‌کنندگان و سینما داران ایرانی به دلیل ضعف در چینش اجزای دراماتیک برای جذب مخاطب و عدم بهره‌مندی از اصول تعامل ذهنی با مخاطب، حاضر به اکران آن نشدند. عجب!
سمیرا مخلملباف: عقب‌مانده ذهنی برای فیلم تخته سیاه 
و از این القاب زیاد هست برای کارگردانان ایرانی ناموفق در جشنواره‌ی کن.
این مطلب روزنامه‌ی کیهان آنچنان روی اعصاب ما رفت که موگ‌وای با آن سبک وحشتانک‌ش نمی‌توانست برود.
متن کامل روزنامه ی کیهان:
جستاری در دو اثر برآمده از ناتوی فرهنگی کن؛ پایتخت سینمای سیاه ایران
پی‌نوشت: وحید جان مرسی. تصحیح شد.

نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386ساعت 23:57 توسط علی | موضوع: فیلم | | لينك ثابت Balatarin

مهم این نبود که...
مهم این نیست که لیورپول بهتر بازی کرد، مهم این نیست که مالدینی خوب بازی نکرد، مهم این نیست که حق چه تیمی قهرمانی بود، اصلا هیچی مهم نیست، فقط و فقط قهرمانی میلان مهم بود...

برای هفتمین بار

تبریک به همه‌ی میلانی‌های عزیز

سرود قهرمانی

نوشته شده در پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 2:25 توسط علی | موضوع: متفرقه | | لينك ثابت Balatarin