
بالاخره بعد از مدتی یک فیلم خوب از شبکهی چهار در برنامهی سینما ماورإ دیدیم.
از اون مدل فیلمهایی بود که وقتی به آخرش میرسیدی،گند میزد به تمام اطلاعات قبلیت.
ولی باز خوب بود که آخر فیلم یک چیزهایی دستگیرت میشه.
فرقش با فیلمهای لینچ در همین جا بود،که لینچ آخر فیلمهاشو با هیچی تموم میکنه.
از این کارگردان تا حالا هیچ فیلمی ندیده بودم،البته کشف ناکجاآباد شنیده بودم ولی در مورد
این فیلمش هیچی نشنیده بودم.
ولی یک چیزی که در مورد این نوع فیلمها صادق،تمام آنچه که در سراسر فیلم میگذشت
بازتاب ذهن یک نفر بود نه دو نفر در سکانسهای مختلف فیلم جای هنری با تری عوض میشد
در جایی که مادر هنری،وقتی سم رو میبینه هنری صداش میکنه.
در جایی که دارند با هم تنها صحبت میکنند.
هنوز برای خودم کلی سوال هست که جوابش نمیدونم.
در نقد فیلم میگن که هنری در آخر فیلم مرده در صورتی که دکتر و پرستاره هیچ اشارهی به مردن
هنری نمیکنند،حتی وقتی دارند هنری رو به آمبولانس انتقال میدهند اون کیسه رو تا آخر رو سرش نمیکشند.
تمام فیلم در چند ثانیه میگذشت که هنری روی زمین بود،مرز بین زندگی و مرگ...
باید یک بار دیگه بشینم فیلم نگاه کنم تا هم چی دستگیرم بشه.
ادامه دارد...
هر کی اطلاعاتی در مورد این فیلم داره به ما هم بده.