تبليغاتX
فیلم آنلاین | لينك ثابت Balatarin
2 تا موزیک خوب
یه موزیک فرانسوی  از جو داسین



اینم ترجمه متن آهنگ به انگلیسی   متن اصلی به فرانسوی

I went for a walk on the avenue the heart opened to the the unknown
I wanted to greet whoever
Whoever and it was you, I said to you anything
It was enough to speak to you, to tame you
(Chorus)
In Champs-Elysées, in Champs-Elysées
In the sun, in the rain, at midday or at midnight
There is all that you want in Champs-Elysées

You said to me " I have date in a basement with madmen
Who live the guitar in the hand, from evening till morning "
Then I accompanied you, they sang, they danced
And they even did not think of embracing each other

Chorus

Yesterday evening two the unknowns and this morning on the avenue
Two lovers very dazed by the long night
And of the Star in Concorde, an orchestra in one thousand ropes
All birds of the point of day sing love

 

این یکی سونترک فیلم حرفه‌ای که حتما همه تون دیدین واقعاً قشنگه

(دانلود)

خوانندش sting

اینم متن آهنگ.

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 3:42 توسط علی | موضوع: موسیقی | | لينك ثابت Balatarin

سینما یک و بازگشت دوباره

امشب سینما یک دوباره شروع می شود

این دفعه هم مثل دفعه قبل با یک فیلم خوب شروع میکنه

دفعه قبل هم حتما یادتون که با فیلم بنام پدر شروع به کار

کرد که صد هزار بار ما این فیلم دیدیم.

این دفعه هم با فیلم تصادف شروع کرده منتظر باشید

تا این فیلم به دفعات در سینما یک ببینید...

از عید های مختلف گرفته تا .....

یکی از دلایلی که سینما یک در دفعه قبل تعطیل شد

پخش زیاد فیلم های هالیوودی بود این دفعه رو خدا به خیر بکنه!!!

فقط خدا کنه دوبلش خوب باشه...که فکر نکنم.

دوستان در مورد این فیلم زیاد نوشتن:

نگاهی به فیلم تصادف

در جستوجوی پناهگاه

شاهکاري ناب در باره گفتگوي تمدن ها 

راستی امروز تو روزنامه‌ی ایران ورزشی به یه مطلب جالب بر خوردم و اون

این بود که در رده بندی تازه‌ی فیفا ایران دو پله صعود داشته در حالی که

استرالیا 4 پله سقوط کرده.

ما که نفهمیدم چه جوریاست؟

نوشته شده در پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 9:27 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

واقعیت مجازی

من چند روز پیش داشتم تو تلویزیون برنامه‌ای می دیدم به عنوان

دنیای خیالی.

این برنامه روند پیشرفت علم برای دستیابی به چیز‍‌هایی که به نظر

ما شاید امکانش نباشه رو نشون میداد,چیز‌هایی که شاید نویسندگان

مثل ژول ورن و آرتور سی کلارک مدتها قبل پیش بینی کرده بودند

اما یه قسمت از این برنامه به بررسی دنیای سه بعدی و وارد کردن

انسان به این دنیا و تجربه‌ی چیزهایی که شاید محال باشه.

و یه قسمت جالبش این بود که انسان‌ها بدون این که از خونه بیرون برن

با زدن عینک و وارد شدن به یک محیط شبیه سازی شده اطرافشون

کار‌های مثل رفتن به بانک و خرید از فروشگاه به طور مجازی رو تجربه

کنند و حتی نشون میداد که می تونند  دوستی که اون سر دنیا

رو دارند ببینیند و با هم دیگه صحبت کنند.

به نظر شما 100 سال دیگه کارایی انسان تو این دنیا چیه؟
من فکر می کنم با پیشرفتی که در دنیای علم داریم فقط

نشستن پشت کامپیوتر و نگاه کردن!!! 

بعد نیست به  این سایت سر بزنید.(باید عضو بشید بعد یه برنامه دانلودکنید)

اینم لیستی از دنیاهای مجازی.

Virtual world

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 21:4 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

گل‌های پژ‌مرده‌

دیشب فیلم گل‌های پژ‌مرده‌ی جیم جارموش دیدم...

فکر کنم همه وقتی اسم جیم جارموش به گوششون

می خوره یاد فیلم قهوه وسیگار می افتند.

در این فیلم بیل مورای در نقش دان جانستون ظاهر شده

مردی که ثروت و زندگی‌اش از راه کامپیوتر تامین میکند

ولی خودش حتی یک کامپیوتر هم در خانه ندارد.

نشستن پشت کامپیوتر مستلزم بلند شدن از روی کاناپه

است و این کاری که از دان بر نم یاد.

مردی که ساعات زندگی‌اش بر اساس بی کار بودنش

تنظیم شده.

در مقابل همسایه‌اش وینستون آدمی است اهل اتیوپی

که وقتی چیزی رو می خواهد میرود دنبالش و گیرش می آورد

مردی که زنی دارد با تعدادی بچه و برای امرار معاش سه جا کار میکند و با این وجود باز فرصت دارد که اینترنت رو بگردد و کاراگاه

بازی در بیاورد.

روزی نامه‌ای صورتی رنگ به دست دان می رسد که نویسنده‌اش

مدعی است که وی 20 سال پیش صاحب پسری شده

که در حال حاضر 19 سال دارد.

دان با شنیدن این خبر آب تو دلش  تکون نیم خوره ولی وینستون

به شور و هیجان می آید و دان رو سوال پیچ می کند تا نام همسر های

سابقش رو بگوید و بعد بلیت سفر و نقشه های رو در اختیار دان

می گذارد تا بفهمد که کدام یک از زن ها این نامه‌ی کذایی رو فرستاده....

 

نظر راجر ایبرت در مورد این فیلم:

جارموش درباره‌ی بیگانه‌ها  فیلم می سازد آدم هایی که در حاشیه‌اند

ولی تنها نیستند ساز خودشان را می زنند.

یعنی به عبارت دیگر سولیست هستند.(تک نواز)

شخصیت بیل مورای در این فیلم اوج سولیست های جیم جارموشی است

چون این یکی حتی سازی هم ندارد.کارش این است که روی صحنه می رود

ولی سازی نمی زند.

حالا چنین آدمی اصولا چه طور تونسته با زن های زندگی اش

ارتباط بر قرار کند؟

چرا اکثر آنها با دیدنش خوشحال می شوند؟....

نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 15:49 توسط علی | موضوع: فیلم | | لينك ثابت Balatarin

بعد از چند روز وقفه در وبلاگ نویسی بر گشتم

دلیل نیامدنم خب فکر کنم دیگه الان همه فهمیده باشند.

در هر صورت وب لاگ نویسی خیلی چیزا به آدم یاد میده

امیدوارم فقط یاد گرفته باشم.

اما از این ها که بگذریم دیشب سینما و ماورا فیلم 7 رو گذاشت

که خیلی خوشم آمد البته فیلم شو داشتم اما حوصله دیدنشو

نداشتم اما دیشب بالاخره دیدم.

راستی امشب شبکه 3 یادی از پوپک گل دره کرد...

بعد از 2 ساعت نگاه کردن فهمیدم ماله این سریال جدیده است

من که سریال شو ندیدم ولی مثل اینکه خیلی طرفدار داره.

بیچاره لاله اسکندری که قرار به جای پوپک بازی کنه.(البته بازی کرده)

  رو دانلود کنید.Lorena McKennittبگذریم الان شاید بد نباشه این آهنگ

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 0:28 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

بدترین اتفاق

متاسفانه به دلیل مشکلاتی که برام پیش اومد در وب لاگ قبلی که

خجالت می کشم بگم چه اتفاقی افتاده مجبور شدم وب لاگ عوض کنم

خواهشمندم از همه ی عزیزانی که به من  لینک دادن عوض کنند

و اینو بذارند :

 

http://film-online.blogfa.com

 

فقط بگم که ادم نامرد خیلی زیاد شده....

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 19:17 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

شیطان

اگر شیطان حقیقتاً وجود داشته باشد چرا مطابق عقیده ما باید شرور تر

از انسان باشد ؟

خواهید گفت برای این که خیلی عاقل‌تر و چیز فهم تر و باهوش تر از

ماست..

ولی کسی که عاقل تر و چیز فهم تر و باهوش تر از ماست چگونه ممکن

است شرارت کند.

بیچاره شیطان که در کره‌ی خاکی بدنام است.

زیرا شیطان جز خود ما هیچ کس نیست و ما به امید اینکه  خود را در

حضور خود تبرئه کنیم تمام کینه‌ها و حسد ها و دشمنی‌ها و بیرحمی

های خود را در وجود موهومی بنام شیطان جا دادیم.

                                                                          موریس مترلینگ

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:48 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

حقیقت چیزه دیگری است....

این عکسی که فکر کنم خیلی هاتون در تلویزیون ایران دیدیند

و زیاد در موردش شنیدید ولی حقیقت همیشه اون چیزی نیست

که شما میشنوید یا می بینید.

 

دختر بچه‌ای که در عکس بالا در حال نوشتن

بر روی موشک هاست مقیم شهر کیرات شومات هستش.

(شهر مرزی بین شمال اسرائیل و جنوب لبنان)

در مورد APاین توضیحی هستش که سباستین اسپینر خبرنگار

عکسی که گرفته می ده که عکس العمل شدید اعراب رو به دنبال

داشت.

در روزی که شهر مرزی شومات در روز اول مبارزه زیر بمباران شدید

از شوی جنوب لبنان قرار گرفت...

به گفته‌ی شلی شهر به صورت متروکه‌ای در امده بود...

در همین روز این عکس گرفته شد.

 

ظاهرا یک یا چند از خانواده ها جملاتی رو به ابری و انگیلیسی برای

سید حسن نصر الله نوشته بودند.

(به نصر الله با عشق )

انها برای اون نوشتند که مردی که برای انها مثل یک شیطان می مونه...

و در شبکه های المنار و شبکه های اسرائیلی سخنرانی می کنه که

هر روز موشک ها ی بیشتری رو برای اون ها می فرسته.

شلی تاکید داشت که هیچ کدام از خانواده ها و نه بچه ها تنفری از

مردم لبنان ندارند.

هیچ کدام یک از انها از کشته شدن مردم لبنان اظهار خوشحالی نمی کردند.

پیام های روی موشک مستقیما فقط برای سید حسن بود نه مردم لبنان.

هیچ کدام از شبکه های اسرائیلی و همین طور روزنامه ها به این علت

گزارشی از کشته ها نشون نمی دن که ترسی در بچه ها ایجاد نشه

و همین طور خانواده هایی که کشته دادند بیشتر رنج نکشند.

و این خیلی بد که سو استفاده کنی از رنج کشیدن دیگران برای اهداف

تبلیغاتی.

 

And because it is just in bad taste to use suffering for propaganda purposes

 

خیلی جمله زیبایی بود ولی نتونستم درست ترجمه‌اش کنم.

 

منبع:OnTheFace

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:48 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

مرشد و مارگریتا

مرشد و مارگریتا بطور یقین یکی از بهترین اثار ادبیات جهان است

و یکی از بهترین کتاب هایی بود که تا حالا خونده بودم.

میخائیل بولگاف روسی 12 سال برای نوشتن این کتاب وقت

گذاشت و جز همسرش و چندی از دوستانش از این رمان اطلاعی

نداشتند.

بولگاف در سال 1928 شروع به نوشتن این کتاب کرد  و در سال 1930

به دسته خودش  ان را سوزاند.

و بعد از مدتی دوباره شروع به نوشتن کرد که تا سال 1940 طول کشید

بولگاف این رمان رو 8 بار باز نویسی کرد وجالبه بدونین در نگارش اول

مارگریتایی در کار نبود و تنها بعد از اشنایی بولگاف با همسر جدیدش

مارگریتا هم وارد داستان شد.

بالاخره در سال 1965  شوری سابق اجازه داد با سانسور 25 صفحه 

 کتاب در تیراژ محدودی چاپ شود.

 

از مرشد و مارگریتا 300000 نسخه چاپ شد که 26 هزار نسخه ان به خارج

صادر  شد.

 

رمان از سه داستان مختلف تشکیل شده :

سفر شیطان به مسکو

 تصلیب مسیح

و داستان عشق مرشد به مارگریتا

که این داستان ها در دو زمان مختلف رخ می دهند یکی زمان عیسی مسیح

و دیگری در زمان حکومت استالین.

 

و نکته جالب اونه که بدونید کتاب ایات شیطانی سلمان رشدی بر گرفته از همین

کتابه.

 

عین جمله‌ی مترجم:

...ظرافت و خلاقیت مرشد و مارگریتا از جمله در این نهفته است که  در

عین بحث مسائل فلسفی و نقد معضلات اجتماعی, رمان تا حدی زندگی نامه

خود نویسنده است...

 

مرشد و مارگریتا/ میخائیل بولگاف/ترجمه‌ی عباس میلانی/نشر نو /53500 ریال

 

شدیدا این کتاب پیشنهاد میشه!

منبع:Wikipedia و Bookrags و خود کتاب.

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:45 توسط علی | موضوع: ادبی | | لينك ثابت Balatarin

نرم افزار جدید برای عبور از.....

 کار بعضی ها از جمله خودم Cproxyبا غیر فعال شدن نرم افزار

یکم خراب شد ولی با یکم جستو جو کردن بالاخره بعد از یه هفته

تونستم باز برای مدتی از دست این فیلترینگ خلاص بشم...

 رو می کنهCproxyاین نرم افزار کار همون

خیلی هم راحت فقط 5 دقیقه وقت بذارید....


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:45 توسط علی | موضوع: فیلترشکن | | لينك ثابت Balatarin

ایران یا استقلال

تیم ملی استقلال امروز بد بازی نکرد جلوی تیم با قدرت

امارات.

ولی ایران نمی دونم.

تماشاچی ها هم چه قدر به رنگ ابی علاقه مند شده بودند...

خوشبحاله نیکبخت چه قدر تشویقش کردند...

کاپیتان فکری هم چه قد مسرور بود از بازوبند کاپیتانی...

خدایی جای کاپیتان علی دایی چه قد خالی بود.

و از این ها بگذریم که

سر الکس قلعه نویی چه قدر حرفه ای عمل می کرد...

فقط چه قدر از خبر  نامزدی بهترین مربی اسیا ناراحت بود...

این فیلمی بود که امروز دیدم...

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:44 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

یه سوند ترک زیبا(افتادم تو خط اپلود)
حتما دانلود کنید حجمش کمه 500kb

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:43 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

خیام می گوید:

از دو حال خارج نیست یا خدا قبلا می داند که من چه خواهم کرد و یا نمی داند

اگر نمی داند که در این صورت خدا نیست و در صورتی که می داند

چگونه انتظار دارد که من کاری بر خلاف دانایی او بکنم و با رعایت این دو نکته

چگونه مرا بعد از مرگ مسئول نموده و کیفر خواهد داد؟

 

نمی دونم چرا این جمله رو نوشتم ولی دو سه بار بخونیدش...

 

چه قدر سخته وقتی بازدید کنندگان یه وبلاگ زیاد میشه.

(1 نفر در روز که اونم خودمم)

ادم سختش که پست بعدی رو بنویسه چون می دونه اگه

پست جدید از پست قبلی بدتر باشه وضع خیلی

اسفناک میشه.

 

 

خودمم نفهمیدم چه وبلاگی زدم.

خب نمی شه که همش از سینما گفت.

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:43 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

از همه جا و از هیچ جا

 

دیشب بالاخره فیلم رمز داوینچی رو گرفتم اونم با دوبله چینی

خوشبختانه زیر نویس انگیلیسی داره.(مثلا دی وی دی)

کتابشم که قبلا دانلود کرده بودم ولی هنوز وقت نکردم بخونم

اخه کی حوصله داره 445 صفحه کتاب اونم تو کامپیوتر بخونه.

قسمتی از کتاب:

داوینچی صدها سفارش پر منفعت از واتیکان پذیرفت و موضوعات زیادی

مربوط به مسیحیت رو نقاشی کرد اما نه به خاطر عقایدش بلکه بیشتر

به عنوان معامله ی بازرگانی....

داوینچی هرز گوی تمسخر گری بود که با گاز گرفتن دست غذا دهنده اش

خود را مشعوف می کرد.

او در بسیاری از نقاشی های مسیحی اش نماد های پنهانی رو می گنجاند

که هر چیزی بود مگر مسیحیت...

ترویج باورهای خودش بود ودهن کجی اشکاری به کلیسا.

 

 

 

امشب شبکه 3 داشت فیلم حرفه ای ژان پاول بلموندو 73 ساله رو نشون

 میداد.فیلمش که مثل همه ی فیلم های قدیمه ولی من عاشق موزیک    

  هستش.Ennio Morriconeمتن فیلمم که شاهکار

سوند ترک حرفه ای رو پیدا نکردم که مجبور شدم خودم اپلود کنم.

چند تا از سوند ترک های معروفش رو دانلود کنید:

1-حرفه ای حتما دانلود کنید.      

2-روزی روز گاری در غرب(دانلود)

3-اسم من هیچکس(دانلود)

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:42 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

ترس یا ....؟

شاید خیلی از شما ها وقتی برای دیدن فیلم های ترسناک نذارین

من خودم هم اصلا علاقه ای به دیدن فیلم های به اصطلاح ترسناک

ندارم ولی بعضی موقع ها که خیلی بیکار میشم ترجیح میدم یه نگاهی

هم به این نوع فیلم ها داشته باشم.

یه هفته پیش یکی از دوستام برام 2 تا کیف سی دی از این جور فیلم ها

اورد ما هم نشستیم دو سه تا شه نگاه کردیم.

واقعاً می تونم بگم از دهه 2000 به این طرف شاید کمی عقب تر فیلم ها

با موضوع هارور پا به پرده ی سینما می ذارند ولی در واقع همه چی از این

فیلم ها میشه فهمید جز مذموم ترس.

اون زمان ها وقتی ما فیلم هایی مثل فرانکشتاین یا دراکولا رو می دیدیم

خیلی هیجان زده می شدیم ولی الان..چیزی جز دست و پا

قطع کردن نمی بینیم.

نمی دونم چرا سینمای به اصطلاح هارور الان به این سمت داره کشیده میشه

شاید این جور فیلم ها مخاطب بیشتری داره ولی برای من که  هیچ جذابیت

نداشت.

البته دیشب اره رو دیدم موضوع جالبی داشت اگر وقت کردید نگاهی به این فیلم

بندازید.

بعدا بیشتر در این مورد می نویسم.

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:42 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

امروز می خوام درباره ی یکی از فیلم های پدرو المودووار براتوم بگم که شاید

بیشتر اون هایی که اهل سینمای اسپانیا باشند

 این فیلم رو و خیلی از فیلم های المودووار رو دیده باشند.

All about my mother فیلم خوبی بود البته نه به اندازه ی فیلم Bad education

شاید به خاطر این که غمگین تر و سیاه تر از فیلم های قبلی المودووار بود.

کارگردان جوان انریکو  بدنبال موضوع جدیدی برای فیلم بعدیش هست

که بر حسب اتفاق دوسته قدیمش ایگناسیو رو ملاقات می کنه 

ایگناسیو داستانی رو که خودش درباره ی سو استفاده جنسی از اون

بوسیله کشیشی نوشته به انریکو میده.

این یک موضوع جدیدی می تونست باشه برای فیلم انریکو

اما انریکو متوجه واقعیت دراماتیک دیگه ای میشه.....

عنصر همجنس بازی که اساس همه ی فیلم های قبلی

المودووار هم بوده باز در این فیلم مشاهده میشه اما

این دفعه خیلی بیشتر احساس می شد 

این موضوع ظریفی که کارگردان اسپانیایی همیشه در بارش

صحبت می کنه.

در فیلم های قبلی المودووار همیشه جایی برای امید بود ولی در این فیلم

جایی برای امید وجود نداره.

فیلم برداری فیلم خیلی خوب بود همچنین موسیقی فیلم

و بازیگر ها.

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:41 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin

ایزنشتین

امروز در وب لاگ ها خیلی دنباله مطالبی در مورد سرگی آیزنشتین گشتم

ولی جز چند مطلب ابتدایی چیزی پیدا نکردم امروز می خوام در مورد این

کاگردان کمی هر انچه می دانم بگم.که شما هم بیشتر اشنا بشید.

اول مقدمه ای از زندگی این کاگردان می گم:

آغاز زندگی هنری ایزنشتین رو میتوان در تاتر جستجو کرد

ایزنشتین در ابتدا هیچ قصدی به آموختن هنرهای دراماتیک نداشت

و تصمیم داشت شغل پدرش رو دنبال کند ویک مهندس معمار از اب در اید.

اولین شغلی که او اختیار کرد طراحی در تماشاخانه ی فرهنگی بود

سپس کاگردان صحنه شد وکمی بد به سوی فیلم و سینما کشیده شد.

او عطش سیری ناپذیری برای بررسی رموز هنر داشت.(عجب ترجمه ای)

سرگی وقت زیادی رو برای آموختن زبان ژاپنی صرف کرد.

خب بگذریم در جایی خوندم ک سرگی در یکی از جلسات تمرین تاتر

پسر هفت ساله ای رو دید که اغلب به جلسات تمرین می اومد

سرگی در ایم مورد می گه:

در یکی از جلسات من به او نگاه کردم و از حالت چهره ی او یکه خوردم

نه فقط در چهره ی ان پسر حالتهای صوری و بازیهای چهره  های نمایش

انعکاس یافته بود بلکه همه ی انچه که در ان صحنه اتفاق می افتد در

سیمای ان بچه منعکس می گشت….

ایزنشتین عقیده دارد که تماشاگر بالغ نیز مانند ان کودک در تجربه بازیگران

شرکت می جوید.

 

تنها تفاوت بین کودک و تماشاگر بالغ  ان است که که افراد بزرگ غالبا

دارای تسلط بیشتری روی حالات ظاهری خود می باشند وبهتر می توانند

حالات عاطفی خود را پنهان سازند در حقیقت احساساتی را که تماشاگر

تجربه می کند برای او واقعیت می باشد در حالی که می دانیم که بازی

بازیگر روی صحنه ساختگی است.(نظر شما چیه؟)

 

ایزنشتین در تاریخ سینما جهان از دو نظر سهم به سزایی دارد یکی از

ان نظر که خود به عنوان یک فیلم ساز برجسته ی در جهان شهرت دارد

و دیگر از ان جهت که در مواردی نظری و فلسفی سینما دارای نوشته های

ارزنده ای است.

 

به نظر من بهترین نوشته های ایزنشتین فیلم های اوست

و جاذبه فیلم هایش بهترین دلیل است.

(فکر کنم عده خاصی با من موافق باشند در مورد جاذبه فیلم او)

ایزنشتین مقالات و کتاب های زیادی رو دارد که بعد ها بیشتر

توضیح میدم.

یکی از نمونه های عالی برای کار های او می توان به فیلم

رزم ناو پو تمکین اشاره کرد که من به شخصه هر وقت نگاه می کنم برام

تازگی دارد انگار نه انگار که در سال 1925 نمایش داده شده است.

اطلاعات در مورد این کارگردان بزرگ بسیار وحوصله شما کم….

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:34 توسط علی | موضوع: فیلم | | لينك ثابت Balatarin

 

فیلم نجات سرباز رایان یکی از اون فیلم هایی بود که

هیچ وقت از دیدنشخسته نشدم.

دیشب برای سومین بار این فیلم رو دیدم.واقعاً فیلم پر معنایی است وهمچنین تاثیر گذار.

این فیلم جایزه های زیادی رو که مهترینشون اسکار بود رو برای دومین بار از ان استیون اسپیلبرگ کرد که قبلا بخاطر  فیلم فهرست شیندلراین جایزه رو گرفته بود.

این فیلم به نظر من یکی از بهترین فیلم های جنگی زمان خودش بود

همچنین بازیگری خوب تام هنکس هم نباید فراموش کنیم.

که می تونیم بگیم یکی از بهترین فیلم هایی بود که تام هنکس در اون

بازی کرده بود.(البته فارست گامپ و فیلادلفیا رو نباید فراموش کنیم.)

این فیلم به ما نشون میده که انسان می تونه زندگی شو برای چیزی به خطر می

اندازه که شاید اصلا به اون اعتقاد نداشته باشه.

 

یه قسمت از صحبت های جان میلر رو دوست دارم جایی که میگه:

هر ادمی که میکشم احساس می کنم از خونه دور تر شدم.

 

Saving Private Ryan is a movie that makes you realize how life is precious and how honor and duty, though they are deep philosophical concepts that are praised in war, can put you in jeopardy of losing your life for something you may not believe in

نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 18:33 توسط علی | موضوع: | | لينك ثابت Balatarin