تبليغاتX
فیلم آنلاین
فیلم آنلاین
پرسپولیس
نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 0:35 توسط علی | موضوع: متفرقه | | لينك ثابت Balatarin

دوباره هوس نوشتنم کرد، شاید فقط همین یک جمله...

نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 0:20 توسط علی | موضوع: شب نوشت | | لينك ثابت Balatarin

خیلی خوش بودیم، میلان هم باخت خوش‌تر شدیم...
نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 1:18 توسط علی | موضوع: متفرقه | | لينك ثابت Balatarin

امروز وبلاگ چرخوندم به طرف آفتاب بلکه شاید یخش آب شه، اما یکم گذشت دیدم ذوب شد. این دو سه روز قصد بر این بود که فقط بشینیم فیلم نگاه کنیم. خوب شد یک هفته‌ای بین امتحان‌ها فاصله افتاد که ما فرصت کنیم درس بخونیم ببخشید فیلم نگاه کنیم.  همه کار بین امتحان‌ها میشه کرد به جز درس خوندن. در این همه سال که داریم درس می‌خونیم، یک‌بار نشد شب امتحان درس نخونیم. این ترم هم که وضع بسیار خراب است. فیلم‌هایی که این دو سه روز دیدیم همه‌شون خوب بودند ولی قول‌های شرقی دیوید کراننبرگ خیلی چسبید. فیلم درباره‌ی گروه‌های مافیایی روس در لندن و آدم‌های معمولی که با این گروه موسوم به Vor V Zakone درگیر می‌شوند هست و این که می‌تونم بگم  قول‌های شرقی خود تاریخچه خشونت هست. از شخصیت و بازی ویگو مورتنسن خیلی خوشم آمد، مورتنسن مدتی در روسیه مشغول مطالعه در مورد گنگسترهای روسی و همچنین خالکوبی‌های که در فیلم به مراتب می‌بینید بوده. خالکوبی برای گروه‌های مافیایی روسیه ارزش و معنی خاصی دارد. اگر مایل بودید می‌تونید اینجا یا اینجا مفهوم  خالکوبی‌هایی که در فیلم هست را ببینید. خلاصه که حتما قول‌های شرقی را ببینید. پیرمردان کشوری ندارند برادران کوئن هم دیدم که شهروند امروز مطلب خوبی نوشته:

یک‌بار، حکایتِ حرص و طمع را در برف‌هایِ یک‌دست سفید به نمایش گذاشته‌اند [فارگو را به‌یاد بیاوریم] و این‌بار، جایِ آن برف‌ها را بیابان‌هایِ بی‌آب‌وعلفِ غربِ آمریکا گرفته است.

البته هنوز فیلم کفاره را ندیدم ولی فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از این فیلم‌ها اسکاری باشند. بیشتر از همه دوست دارم فیلم خونی ریخته خواهد شد را ببینم که دنیل دی لوئیس در گلدن گلوب جایزه بهترین هنرپیشه مرد را براش گرفت. تا بعد...

نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت 17:27 توسط علی | موضوع: فیلم | | لينك ثابت Balatarin

قبلا پینگ می‌کردیم، پینگ نمی‌شدیم. حالا پینگ نمی‌کنیم، پینگ می‌شویم!؟

نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 17:54 توسط علی | موضوع: متفرقه | | لينك ثابت Balatarin

Everybody knows

Everybody knows that the dice are loaded
Everybody rolls with their fingers crossed
Everybody knows that the war is over
Everybody knows the good guys lost
Everybody knows the fight was fixed
The poor stay poor, the rich get rich
Thats how it goes
Everybody knows

Everybody knows that the boat is leaking
Everybody knows that the captain lied
Everybody got this broken feeling
Like their father or their dog just died

Everybody talking to their pockets
Everybody wants a box of chocolates
And a long stem rose
Everybody knows...

Download



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 14:8 توسط علی | موضوع: موسیقی | لينك ثابت Balatarin

به دعوت دوست عزیزم جامپر، وارد بازی  پته ریزون شدم.

و این چنین است که ما این چنینیم:

خودتو معرفی کن: یک عدد آدم همیشه عصبانی که در حال حاضر با بی‌انگیزگی تمام، مخابرات میخونه.

 

فصل مورد علاقه: زمستان، اونم فقط در شب.

 

رنگ مورد علاقه: به تنهایی یک رنگ رو دوست ندارم ولی ترکیبی از آبی و سیاه رو خیلی دوست دارم.

 

غذای مورد علاقه: پاستا و دیگر هیچ.

 

موسیقی مورد علاقه: راک، بلوز، جاز، کانتری و اوزی آزبورن. من روکانتنیم که به تجربه پی‌برده‌ام، موسیقی حالت تهوع را در من می‌زداید و احساسی بسط و خوشی به من می‌دهد.

اینجا بیشتر پته موسیقیایی ما رو ریخته.

 

بدترین ضد حالی که خوردم: همیشه در حال ضد حال خوردنم. اصلا این زندگی همش ضدحال...

 

ناشی ترین کاری که کردم: نخ کانوا بستم به این ترقه کبریتی‌ها، می‌خواستم پرتش کنم از پنجره پایین که گیر کرد به دستم، جلو خودم ترکید. آزمایش‌های شیمیایی هم زیاد می‌کردم، یک بار نمی‌دونم چی رو با چی قاطی کردم، نزدیک بود خفه بشم.

 

بزرگترین قولی که دادم: این که همیشه درست فکر کنم.

 

بهترین خاطره ‌ام: گاهی بعضی از اتفاقات خوبند و گاهی اوقات هم نه. همیشه اتفاقات خوب زود از ذهنم پاک می‌شوند. نمی‌دونم ولی شاید وارد دانشگاه شدن اتفاق خوبی بود، گرچه الان نیست.

 

بدترین خاطره ام: فوت پدرم و همچنین از دست دادن گربه‌ی نازنینم.

 

کسی که بخوام ملاقاتش کنم: تعدادشون زیاده...خیلی‌هاشون مردند البته.

 

برای کی دعا می‌کنم: اهل دعا کردن نیستم.

 

موقعیت من در ده سال آینده: خیلی دوست دارم بدونم ولی نمی‌دونم.


خودتون را آماده کنید که باید پته‌هاتون رو کنید: وحید، یک آرش ، دیوید ، سه نقطه و خواب بزرگ

پ.پ: این که پته‌ریزون نشد! سوال‌ها ایراد داشت. اصلا به من چی کار دارید؟

نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت 17:44 توسط علی | موضوع: معرفی | | لينك ثابت Balatarin

نمی‌دونم ارزش دو ساعت وقت گذاشتن را داشت یا نه؟ شاید چون اولش نوشت کارگردان روبرت رودریگوئز...

Planet Terror
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 2:20 توسط علی | موضوع: فیلم | | لينك ثابت Balatarin

عجب بازی وحشتناک و پر هیجانی بود، دست کمی از بازی ایتالیا آلمان نداشت، کلی این ور اونور شدیم. ایتالیای‌های این دفعه هم کارشون به دقیقه نود کشیده بود. بیست دقیقه آخر که کم کم داشت باورمون می‌شد که الانه اسکاتلند یک گل دیگه بزنه حذف شیم ولی خوشبختانه با گل دقیقه پایانی پانوچی نه حذف شدیم نه گذاشتیم این فرانسوی‌های قورباغه‌خور تیم اول گروه بشوند، البته اگر این فرانسوی‌‌ها حذف می‌شدند بیشتر کیفور می‌شدیم ولی همین که همیشه دنبال سر ایتالیا‌های چهار پا می‌دوند خودش کافی هست. به امید قهرمانی در یورو 2008.
پ.پ: تیتر هم آهنگی هست از اریک کلاپتون که از اینجا می‌توانید دانلود کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 23:56 توسط علی | موضوع: متفرقه | | لينك ثابت Balatarin

3:10 to Yuma 
وسترن همیشه یکی از ژانرهای مورد علاقه‌ام هست، ولی باید بگم که بعد از نابخشوده‌ی کلینت ایستوود هیچ فیلم شاخص و قابل توجهی در این ژانر ندیدم. سه و ده دقیقه به یوما یک وسترن تمام عیار بود، خیلی بهتر از آن چیزی بود که فکر می‌کردم. یک وسترن مدرن با سبک و سیاقی قدیمی که تماما بر پایه اکشن نبود. راسل کرو و کریستین بیل در نقششون بهترین بودند. البته بعد از نپذیرفتن نقش بن توسط تام کروز، کارگردان فیلم جیمز منگولد این تقش را به راسل کرو پیشنهاد کرد. (همان بهتر که تام کروز قبول نکرد، کم مونده بود وسترن بازی کنه!) گرچه که هیچ‌کدام از این بازیگرها جایگزین جان وین و گرگوری پک و کلینت ایستوود و دیگر اسطوره‌‌های وسترن نمی‌شوند. موضوع فیلم هم بسیار ساده و سر راست و در عین حال خط داستانی بسیار عمیق و قوی دارد. پیشنهاد می‌کنم حتما این فیلم را ببینید.
مرتبط:
قطار سه و ده دقیقه به مقصد یوما
نقد راجر ایبرت
ضد قهرمان, همیشه ضد قهرمان نیست

نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 13:37 توسط علی | موضوع: فیلم | | لينك ثابت Balatarin

Ozzy 
Download

Gazing through the window at the world outside
Wondering if mother earth will survive
Hoping that mankind will stop abusing her, sometime

After all theres just the two of us
And here we are still fighting for our lives
Watching all of history repeat itself, time after time

Im just a dreamer, I dream my life away
Im just a dreamer, who dreams of better days

I watch the sun go down like everyone of us
Im hoping that the dawn will bring a sign
...A better place for those who will come after us this time


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 20 مهر1386ساعت 0:48 توسط علی | موضوع: موسیقی | | لينك ثابت Balatarin

اینجا تا حالا نشده بود وبلاگ‌هایی را که می‌پسندم معرفی کنم، ولی امروز که داشتم کامنت‌های وبلاگ را چک می‌کردم با وبلاگ خانم شانزه لیزه آشنا شدم. میس شانزه لیزه که گویا نویسنده خوبی هم هستند، قلم خوبی دارند والبته گاهی اوقات تند و تیز، خیلی هم علاقه به کولاژ نویسی دارند. البته هنوز کتابشان زیر دست آقای صفوی خاک می‌خورد. فکر کنم بهترین معرفی خواندن وبلاگ ایشان باشد. به نظرم کشف یک وبلاگ جدید خیلی حس خوبی داشته باشد.

نوشته شده در سه شنبه 17 مهر1386ساعت 11:45 توسط علی | موضوع: معرفی | | لينك ثابت Balatarin

وقتی مدتی ننویسی، دوباره نوشتن هم برات سخت میشه. بعضی مواقع هست که ننوشتنت میاد، کاریش هم نمیشه کرد. دلت می‌خواهد بنویسی ولی نمی‌تونی. کلّاً در این سه چهار ماه اخیر خیلی بی‌برنامه و آشفته بودم. البته اینجا هیچ وقت به طور مرتب و منظم آپ نشده ولی از این به بعد سعی می‌کنم هر هفته یک سری به اینجا بزنم. راستی نمی‌دونستم سریال‌های آبکی عامه‌پسند تلویزیون اینقدر طرفدار خاص پیدا کرده؟! در حال حاضر تنها سریال وطنی که دنبال می‌کنم مدار صفر درجه است، البته به جفنگیات تاریخی که به خورد مردم می‌دهند کار ندارم. از همان قدیم‌ها هم عاشق این جور سریال‌ها بودم، محاکمه یادتون هست، بعدش هم کیف انگلیسی، روزی روزگاری هم خیلی دوست داشتم. از آخر هم نفهمیدم اون یارو اسمش غیبیش بود یا ایبیش. فعلا همین...

نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 23:3 توسط علی | موضوع: شب نوشت | | لينك ثابت Balatarin